مقایسه‌ی مولفه های تربیتی فلسفه‌ی نو عمل‌گرایی ریچارد رورتی با فلسفه‌ی تربیتی اسلام  

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

2 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.

3 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

چکیده

هدف:هدف این پژوهش بررسی تفاوت نگرش­ هایِی که از تأثیرگذارترین روش های فلسفه تعلیم وتربیت یعنی نئو­پراگماتیسم رورتی و به تبع آن پراگماتیسم در دنیای غرب به ویژه در آموزش وپرورش ایالات متحده ومقایسه آن باشیوه تربیتی است که ازتعالیم اسلام بدست آمده است. روش شناسی: روش پژوهش به صورت کیفی و از نوع بررسی اسنادی و با استفاده از منابع کتابخانه ­ای و اینترنتی انجام شده است. یافته‏ ها: یافته ­ها نشان می­دهد که اصلِ فلسفه تربیتی نو عملگرایی طرد موضوع حقیقتی فرای زبان وعینیت داشتن حقایق است و به همین لحاظ برای پرکردن شکاف­ هایی که باعث نسبی­ گرایی درحلت نازعات می­ گردد، دست به دامان اصولی شده است که این خلل هارا پرکند اما به این دلیل که نمی­توان اصلیت فرد را درجامعیت یک فلسفه­ ی تربیتی جامع تبیین نمود بنابراین اصل برساخت زبان نوین را که طرحی آرمانی وایده هآ است مطرح می کند؛ و این موضوع بدین لحاظ که اصلی آینده نگراست نمی­تواند مبنایی براین فلسفه تربیتی که اصولی عملی را پیشنهاد می­دهد، باشد. نتیجه‏ گیری: باید توجه نمود که بدون تحقیق و بررسی جوانبِ اصلی هیچ نوع فلسفه ی تربیتی غربی و مقایسه آن با فلسفه ­ی تربیتی اسلام که سالیانی بسیار در موردِ انسان و توجه به ابعاد دنیوی و معنوی آن پرداخته است، نمی ­توان نسخه ­ای برای شیوه­های تعلیم و تربیت در ایران به دست داد.

کلیدواژه‌ها